ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
110
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
تمام اسراء را در يك محوطه نگهدارى كرد و به آنها دستور داد كه باولياء خود نامه بنويسند تا آنها را باز گردانند . هر كس مىرفت و يكى از كودكان يا اطفال را مىشناخت و دو شاهد مىبرد اسير خود را آزاد مىكرد و همراه مىبرد . بسيارى از گرفتاران به اين طريق آزاد شدند و عدهء ديگر ماندند . ( تاريخ بابك و خرم دينان بسيار مهم و مفصل مىباشد و اگر افشين ريشه آنها را نمىكند سراسر ايران را مىگرفتند زيرا در آن زمان تسلط و حكومت آنان از آذربايجان تا كردستان و لرستان و همدان رسيده بود و اندك اندك تمام كشور ايران را مىگرفت و ايرانيان نزديك بود از قيد عرب رها شوند و افشين در باطن ميل نداشت كه بابك نابود شود بلكه بالعكس خواست يك نحو اتحادى ما بين امراء ايران ايجاد كند و سپهبدان مازندران را با خود و بابك متحد نمايد و با امراء و ملوك مازندران و گيلان مكاتبه كرد ولى عبد الله بن طاهر كه خود نيز ايرانى بود اسرار او را كشف نمود و عاقبت الامر افشين كشته شد . علت عدم پيشرفت اتحاد حماقت و خودپسندى و غرور بابك بود كه افشين بملوك مازندران نوشت كه حماقت بابك موجب نابودى وى گرديد . و باز افشين مايل بود كه بدست مازندرانيها و گيلانيها كارى انجام دهد و موفق نشد و اين فكر هميشه در مغز بزرگان ايران بود از روزگار ابو مسلم و قبل و بعد از او تا زمان صفاريان و ديلميان و شرح اين وقايع و بيان اين فكر محتاج يك كتاب مستقل مىباشد ) . بيان تسلط عبد الرحمن بر طليطله پيش از اين نوشته بوديم كه اهالى طليطله بر عبد الرحمن بن حكم بن هشام اموى امير اندلس تمرد و عصيان كرده بودند كه چندين بار لشكر كشيد و شهر را محاصره كرده بود . چون سال دويست و بيست و يك رسيد گروهى از مردم شهر خارج شد و در قلعه